... سایه ی تنهایی
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اصراف محبت است
..به هرکس دل سپردم بی وفا شد.. ..چو پا بذرش شدم از من جدا شد.. ..نمی دانم از اول بی وفا بود.. ..یا نازش کشیدم بی وفا شد.. ..کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده ی شهره.. ..ماه توگوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره.. ..سقف دلبستگی بی تو واسه من سایه نداره.. ..دلم از روزی که رفتی همسایه نداره.. ...هر زمان برق نگاهت زند اتش به دلی ... ...ای گل ناز از این سوخته خرمن یادار... وقتی که بارون میزنه خاطره ی عشق منه.. تنگ غروب آسمون لحظه تلخ رفتنه.. چشمای تو بارونیه اشکای من پنهونیه... دستای ما از هم جدا.. غم تو دلم مهمونیه... شبای عشق و عاشقی.. شب بخاطر موندنی... حرف قشنگ اون شبا ..تو عشق اول منی.... گذشته های عشق ما... هر روز و شب به یادمه.. تو خلوته فاصله ها ... سکوت تو فریادمه... به یادته اون شب دلت ..شکسته بودو بی پناه.. نشسته بودیم منو تو ... به زیر چتر نور ماه.. به یادمه اون شب چشات مثل گل بارون زده.. به چشم من زل زدو گفت... تو قلبتو به من بده... تو قصه هات پر از غمه... روز خوشت خیلی کمه.. حتی نباشی نازنین .. دوست دارم یه عالمه...وقتی که بارون میزنه خاطره ی عشق منه.. تنگ غروب آسمون لحظه تلخ رفتنه.. چشمای تو بارونیه اشکای من پنهونیه... دستای ما از هم جدا.. غم تو دلم مهمونیه... شبای عشق و عاشقی.. شب بخاطر موندنی... حرف قشنگ اون شبا ..تو عشق اول منی.... گذشته های عشق ما... هر روز و شب به یادمه.. تو خلوته فاصله ها ... سکوت تو فریادمه... به یادته اون شب دلت ..شکسته بودو بی پناه.. نشسته بودیم منو تو ... به زیر چتر نور ماه.. به یادمه اون شب چشات مثل گل بارون زده.. به چشم من زل زدو گفت... تو قلبتو به من بده... تو قصه هات پر از غمه... روز خوشت خیلی کمه.. حتی نباشی نازنین .. دوست دارم یه عالمه...وقتی که بارون میزنه خاطره ی عشق منه.. تنگ غروب آسمون لحظه تلخ رفتنه.. چشمای تو بارونیه اشکای من پنهونیه... دستای ما از هم جدا.. غم تو دلم مهمونیه... شبای عشق و عاشقی.. شب بخاطر موندنی... حرف قشنگ اون شبا ..تو عشق اول منی.... گذشته های عشق ما... هر روز و شب به یادمه.. تو خلوته فاصله ها ... سکوت تو فریادمه... به یادته اون شب دلت ..شکسته بودو بی پناه.. نشسته بودیم منو تو ... به زیر چتر نور ماه.. به یادمه اون شب چشات مثل گل بارون زده.. به چشم من زل زدو گفت... تو قلبتو به من بده... تو قصه هات پر از غمه... روز خوشت خیلی کمه.. حتی نباشی نازنین .. دوست دارم یه عالمه... از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ، وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری تا نفس دارم با تو بمانم روزها گذشت... روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم! درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ، عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد! روزی آمد که دیدم دستت درون دستهای کسی دیگر است ، قلبت مال من نیست و در کمین بیچاره ای دیگر است ، قلبت شلوغ شده و زندگی ات تباه ، نمیدانم چرا تو آمدی و مرا شکستی ، من که نکرده بودم گناه! تو لایقم نبودی ، حالا دیگر بی ارزشتر از آنی که حتی لحظه ای به تو فکر کنم ، برو که نمیخواهم فکرم را حتی با خیال بی خیالی تو خراب کنم! این را نوشتم نه به خاطر اینکه به یادت هستم ، خواستم بگویم که بدون تو اینک خوشبخترین عالم هستم خواستم بگویم که قلبم مال یکی است که حتی یک تارموی او را هم با یکی مثل تو عوض نمیکنم، تمام دنیا را به من بدهند او را ترک نمیکنم، او جایش تا ابد در قلب من است ، هیچگاه به عشقش شک نمیکنم .... یک روز میرسد قلبت را میشکنند ، تنها میمانی ، پشیمان میشوی ، در به در کوچه و خیابان میشوی و در حسرت روزهای با من بودن میمیری.... (سلام بچه ها خوبید؟ بعد از مدت ها دارم آپ میکنم و می خوام هم ادامه بدم. نمیدونم چی شد برگشتم دوست دارم شما هم همراهیم کنید. همتونو از دور می بوسم) در تمام لحظه هایم هیچ کس
خلوت تنهاییم را حس نکرد آسمان غم گرفته هیچ گاه برکه طوفانی ام را حس نکرد آن که سامان غزلهایم از اوست هیچ وقت بی سرو سامانیم را حس نکرد عمریست در پی اومیروم و او دردو غم . دل تنگیم را حس نکرد (؟؟؟؟؟؟) من از آن ابتداي آشنايي چشم من بیا منو یاری بكن رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن از پنجره نگاه بکن آره اون میاد درسته بی وفاست ولی باید بیاد میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر تو چرا سنگ نشدی میونه این همه سنگ میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه فدای نازش بشم این نازش کشته مارو حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو خدایا این احساسمو از دلم نگیر ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر آخه گناهم نداره همش تقصیره منه زود دل می بندم زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه منه --------------------------------------------------- نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا!!! شاید خطا کردم وتو...بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؟تا کی؟برای چه؟! ولی رفتی... بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید. و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد. و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد. و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش خیس باران بود. و بعد از رفتن تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت و من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد. و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد می دانم تو نام مرا از یاد خواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام...برگرد! ببین که سرنوشت من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در پاسخ این بی و فایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا؟! شاید برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. امروز چه دوست داشتني بودي ! تنها دليل هستي ام .... تنهاي تنها به تو و تنهايي ها مي انديشم . اجابت کن خواسته ام را .... بيمار خنده هاي تو ام ، بيشتر بخند . " ژرف تر از هميشه ، دوستار دوست داشتنت ام " کجایی که ببینی من هنوزم دارم تو حسرت چشات می سوزم که بازم پامو تو قلبت بذارم که هرجوری شده تو رو ببینم دلم حرف تو رو هیچ وقت نفهمید همون وقتایی که دارم بهونه حالم خرابه و دارم میمیرم یه ذره از دلو از حرفای من تموم خنده ها تو می سوزونه تو بودی و من از تو دور بودم کسی جاتو نمیتونه بگیره برای گفتن این حرفا دیره ولی تو توی قلبم موندگاری منم پیشت باشم دردت به جونم ولی چی کار کنم که آرزومه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
![]()

شدم جادوي موج چشم هايت
تو رفتي و گذشتي مثل باران
و من دستي تكان دادم برايت
تو يادت نيست آنجا اولش بود
همان جايي كه با هم دست داديم
همان لحظه سپردم هستيم را
به شهر بي قرار دست هايت
تو رفتي باز هم مثل هميشه
من و ياد تو با هم گريه كرديم
تو ناچاري براي رفتن و من
هميشه تشنه شهد صدايت
شب و مهتاب و اشك و ياس و گلدان
همه با هم سلامت مي رسانند
هواي آسمان ديده ابري ست
هواي كوچه غرق رد پايت
اگر مي ماندي و تنها نبودم
عروس آرزو خوشبخت ميشد
و فكرش را بكن چه لذتي داشت
شكفتن روي باغ شانه هايت
كتاب زندگي يك قصه دارد
و تو آن ماجراي بي نظيري
و حالا قصه من غصه تست
وشايد غصه من ماجرايت
سفر كردن به شهر ديدگانت
به جان شمعداني كار من نيست
فقط لطفي كن و دل را بينداز
به رسم يادگاري زير پايت
شبي پرسيدم از خود هستيم چيست
به جز اشك و نياز و ياد و تقدير
و حالا با صداقت مي نويسم
همين هايي كه من دارم فدايت
دعايت مي كنم خوشبخت باشي
تو هم تنها براي خود دعا كن
الهي گل كند در آسمانها
خلوص غنچه سرخ دعايت 
گونه هام خشكیده شد ، كاری بكن
غیر گریه مگه كاری می شه كرد
كاری از ما نمی آد ، زاری بكن
اون كه رفته ،
دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا و زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
كاشكی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه كنن
اون كه رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه می خواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی
زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشك حسرت ببارم
دل هیچ كی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشكشو كم می آره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین كشیدن
همه جا رنگ سیاه
ماتمه
فرصت موندنمون خیلی كمه
اون كه رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش كوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم ها اینه
اون كه رفته دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه
می خواد

سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه ببخشید که این مدت نبودم آخه درس داشتم ولی سعی می کنم جبران کنم ![]()
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق
تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟
سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت
بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت
تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس
تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس
عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم
وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن
به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن
هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم
یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم
همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم
قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم



چه شيرين شده اي گلم !
موج خنده ، روي لب هاي تو ....
طنين خوش صداي قهقه ات ، توي گوش من ، مرا از خود بيخود مکيند .
آنچنان دل مستم ميکند ، که گويي ....
که گويي هيچ ميشوم !
تنهاترين گل شکفته شده ي باغ وجودم ....
تنها ترين مونس شب و روزم ....
تنها خواسته ام در دعا هایم....
که تنها ترين خواسته ام ، شادي توست !
خورشيد آرزوي مني ، گرم تر بتاب .
روز و شب دنبال یه راه چارهام
همش کلافمو تو فکر اینم
ببینم که بهت بگم ببخشید
یه وقتایی میام کنار خونه
یه چند وقت بهونتو می گیرم
غریبه ها نتونستن بفهمن
پشیمونی مثل غصه میمونه
پشیمونم، پشیمونم، پشیمون
پشیمونم برات مغرور بودم
تو بودی و ولی با تو نبودم
میدونم که دیگه دوسم نداری
دوباره تو بشی چراغ خونم
میدونم دیره و دیگه تمومه
| www . night Skin . ir |

![zob6neyc5093nytzxzkg[1].jpg](http://img4up.com/up2/5355343706558404.jpg)


