تبليغاتX
... سایه ی تنهایی

... سایه ی تنهایی

 

من از آن ابتداي آشنايي
شدم جادوي موج چشم هايت
تو رفتي و گذشتي مثل باران
و من دستي تكان دادم برايت
تو يادت نيست آنجا اولش بود
همان جايي كه با هم دست داديم
همان لحظه سپردم هستيم را
به شهر بي قرار دست هايت
تو رفتي باز هم مثل هميشه
من و ياد تو با هم گريه كرديم
تو ناچاري براي رفتن و من
هميشه تشنه شهد صدايت
شب و مهتاب و اشك و ياس و گلدان
همه با هم سلامت مي رسانند
هواي آسمان ديده ابري ست
هواي كوچه غرق رد پايت
اگر مي ماندي و تنها نبودم
عروس آرزو خوشبخت ميشد
و فكرش را بكن چه لذتي داشت
شكفتن روي باغ شانه هايت
كتاب زندگي يك قصه دارد
و تو آن ماجراي بي نظيري
و حالا قصه من غصه تست
وشايد غصه من ماجرايت
سفر كردن به شهر ديدگانت
به جان شمعداني كار من نيست
فقط لطفي كن و دل را بينداز
به رسم يادگاري زير پايت
شبي پرسيدم از خود هستيم چيست
به جز اشك و نياز و ياد و تقدير
و حالا با صداقت مي نويسم
همين هايي كه من دارم فدايت
دعايت مي كنم خوشبخت باشي
تو هم تنها براي خود دعا كن
الهي گل كند در آسمانها
خلوص غنچه سرخ دعايت

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 ساعت 1:49 | لینک ثابت |

چشم من بیا منو یاری بكن
 گونه هام خشكیده شد ، كاری بكن
 غیر گریه مگه كاری می شه كرد
 كاری از ما نمی آد ، زاری بكن
اون كه رفته ،
دیگه هیچ وقت نمی آد
 تا قیامت دل من گریه می خواد
هر چی دریا و زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
 كاشكی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه كنن
اون كه رفته ، دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ،‌ دل من گریه می خواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی
زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشك حسرت ببارم
دل هیچ كی مثل من غم نداره
 مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشكشو كم می آره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین كشیدن
همه جا رنگ سیاه
ماتمه
فرصت موندنمون خیلی كمه
اون كه رفته ،‌ دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش كوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم ها اینه
اون كه رفته دیگه هیچ وقت نمی آد
تا قیامت ، دل من گریه
می خواد

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 20:1 | لینک ثابت |

سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه ببخشید که این مدت نبودم آخه درس داشتم ولی سعی می کنم جبران کنم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم

یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 ساعت 17:11 | لینک ثابت |

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد               درسته بی وفاست ولی  باید بیاد

 

میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده           ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده

 

غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده           نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده

 

آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر              ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر

 

تو چرا سنگ نشدی میونه این همه  سنگ            میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ

 

آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه                     دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه

 

فدای نازش بشم این نازش کشته مارو                  حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو

 

خدایا این احساسمو از دلم نگیر                     ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر

 

آخه گناهم نداره همش تقصیره منه  زود دل می بندم               زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه منه

  ---------------------------------------------------

 

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ساعت 13:34 | لینک ثابت |

 

نمی دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا!!! شاید خطا کردم

وتو...بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا؟تا کی؟برای چه؟!

ولی رفتی...

بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید.

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد.

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد.

و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش

خیس باران بود.

و بعد از رفتن تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

و من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد.

و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد

می دانم تو نام مرا از یاد خواهی برد

هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام...برگرد!

ببین که سرنوشت من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی و فایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟!

شاید

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 23:3 | لینک ثابت |

 

    ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سر و پايی نشود يار کسی!!!

******************

کاش کسی تو دلمون پا نمی ذاشت،کاش اگه پا می ذاشت دلمون رو تنها نمی ذاشت،کاش اگه تنها

می ذاشت رد پاشو رو دلمون جا نمی ذاشت....

   ******************

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 ساعت 16:12 | لینک ثابت |

 

 

امروز چه دوست داشتني بودي !
چه شيرين شده اي گلم !
موج خنده ، روي لب هاي تو ....
طنين خوش صداي قهقه ات ، توي گوش من ، مرا از خود بيخود مکيند .
آنچنان دل مستم ميکند ، که گويي ....
که گويي هيچ ميشوم !

تنها دليل هستي ام ....
تنهاترين گل شکفته شده ي باغ وجودم ....
تنها ترين مونس شب و روزم ....
تنها خواسته ام در دعا هایم....

تنهاي تنها به تو و تنهايي ها مي انديشم .

اجابت کن خواسته ام را ....
که تنها ترين خواسته ام ، شادي توست !

بيمار خنده هاي تو ام ، بيشتر بخند .
خورشيد آرزوي مني ، گرم تر بتاب .

" ژرف تر از هميشه ، دوستار دوست داشتنت ام "

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت 15:5 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 15:7 | لینک ثابت |

کجایی که ببینی‌ من هنوزم

 دارم تو حسرت چشات می سوزم


روز و شب دنبال یه راه چاره‌ام

 که بازم پامو تو قلبت بذارم


همش کلافمو تو فکر اینم

که هرجوری شده تو رو ببینم


ببینم که بهت بگم ببخشید

دلم حرف تو رو هیچ وقت نفهمید


یه وقتایی میام کنار خونه

 همون وقتایی که دارم بهونه


یه چند وقت بهونتو می گیرم

 حالم خرابه و دارم می‌میرم


غریبه ها نتونستن بفهمن

یه ذره از دلو از حرفای من


پشیمونی مثل غصه میمونه

 تموم خنده ها تو می سوزونه


پشیمونم، پشیمونم، پشیمون


پشیمونم برات مغرور بودم


تو بودی و ولی‌ با تو نبودم

 تو بودی و من از تو دور بودم

کسی‌ جاتو نمیتونه بگیره

برای گفتن این حرفا دیره


میدونم که دیگه دوسم نداری

ولی‌ تو توی قلبم موندگاری

دوباره تو بشی‌ چراغ خونم

 منم پیشت باشم دردت به جونم


میدونم دیره و دیگه تمومه

ولی‌ چی‌ کار کنم که آرزومه

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 16:33 | لینک ثابت |

يه حسي بهم ميگه يه روز تو عاشقم ميشي
توي صحراي دلم گل شقايقم ميشي
يه حسي بهم ميگه يه روز ميگي دوستم داري
دل به دريا مي زني سوار قايقم ميشي

يه حسي بهم ميگه تو آخرش مال مني
هر چي حرف خوب داري مياري با من ميزني
يه حسي بهم ميگه ستاره ي بخت مني
هر چي قلبو بشکني قلب منو نميشکني

ولي اون حس قشنگ تو قلب من نمي مونه
جاي اون يه نا اميد توي دلم شعر مي خونه
اون همه حرف و خيال مثله پرنده دور ميشه
شعر عاشقونمو به رويا بر مي گردونه

====================
اسير نا کجا ميشم از تو اگه جدا بشم
از تو اگه جدا بشم يه بغض بي صدا ميشم

چرا تو دوست داري که من به حال خود رها بشم؟
تموم دين من تويي مي خواي که بي خدا بشم؟

تموم عشق من تويي تموم جون من تويي
براي زنده موندنم خط و نشون من تويي

ليلي قلب من تويي عشق و جنون من تويي
تير تو رفت به قلب من نا مهربون من تويي

چشات ولم نمي کنه هر جا ميرم مي بينيمت
به هر کسي خيره ميشم با اشک و غم مي بينمت

اي گل پاک و نازنين دلم مي خواست بچينمت
خيال نکن رها شدي ،‌ بدون باز هم مي بينمت..

نشانی!

نشانی از تو ندارم اما نشانی ا م را برای تو مینویسم:

 در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار!

 خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه های تنهایی شو!

  کلبه ی غریبی ام را پیدا کن؛

کنار بید مجنون خزان زده ودر کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!

 در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!

 حریر غمش را کنار بزن!مرا می یابی.

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ساعت 13:43 | لینک ثابت |


با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم

میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم


هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو

اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو


توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم

انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم


من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم



دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم

از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم

دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم


موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا

کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست


هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم

تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه

اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه

 

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 14:44 | لینک ثابت |


نظر یادتون نره ممنون

 از من نپرس چقدر دوستت دارم

                         اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

                          به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

                             مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

                     مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

                                         بگو معنی تمرین چیست ؟

                                     بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

                                             بریدن از خودم را ؟

                         مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...

              از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

                           همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

         تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

                            نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

                                   هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

                              مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 13:45 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 13:40 | لینک ثابت |

سکوت کردم...

 به اندازه همه حرفهايم

گفته بودي، از غرورم

 از سکوتم، خسته اي

من شکستم هر دو را

گفته بودم، از سکوتت

 از غرورت٬ خسته ام

به خاموشي مغرورانه ات

شکستي تو مرا

با تو گفتم

از همه تنهايي ام، خستگي ام

با تو گفتم تا بداني

با همه ناجيگري، بي ناجي ام

تو، سکوتت خنجريست

بر قلب من

و حضورت، مرهمي

بر زخم من

پس، باش

تا هميشه با من باش

حتي اگر خاموشي...

از تمام عمق دلم صدایت می کنم

فریادم درون جمجمه ام می پیچد

و هیج صدایی از دهانم خارج نمی شود

و تو مثل همیشه

حتی بدون یک نیم نگاه

از کنارم بی تفاوت رد می شوی

نمی دانم

شاید عادت کرده ای به همیشه بودنم

بدون شك!

نازنین

با من ماندن

خطر کردن است

کار تو درست بود 

کاش می توانستم

 فراموش کنم انتظار کشیدنت را

کاش می توانستم

ترک کنم بی دریغ دوست داشتنت را

 

نوشته شده توسط علی و حاجی پور در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 1:51 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://alonegirl2.blogfa.com. all right reserved
Design by BAHAR-20

منوی وبلاگ


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
:BAHAR 20:

طـــراح قـــالــب

بازديد شما

بازديدها :

نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387


پیوندها
گالري عکس آريائيان
bozog tarin download center
رئال مادرید
؟؟؟گاهی وقتا یه تلنگر لازمه ! مگه نه ؟؟؟
وروجک
راز عاشقی
عاشقی یعنی مرگ یکی از طرفین
!---»''^'«دل شيفته»'^''«---!
رسم عاشقی
☆خیال تو☆
LOVELY pic
جزیره ی تنهایی
عشق سوزان
زندگی و حسرت
ترسیم عشق
کارت پستال درخواستي
ماه مهربون
دلم تنگه برات
اﻋﺗـــــراف ﻋﺎﺷــــﻘﺎﻧﻪ
اسير سرنوشت
واســـــــــــــــــــــــــــــت میمیرم
¸.•ُ قصــرعشـــق ُ•.¸
دوست2
تخریبچی سمپادی
شمع وجود
هوالحی
مرد تنها
"بیایید در کنار هم مرحم بر زخمی بگذاریم"
هزار راه نرفته
صفا 30 تی کرج
๑۩۞۩๑. دختری با دمپایی پلاستیکی๑۩۞۩๑
رهاآنلاین
اشک ها گاهی دریای مواج می شوند
دختر تک
همیشه...آه
الهه ی شرقی
مهتاب بی رنگ
عشق حقیقی
دیاز سزنوشت
و حالا من
دوران عاشقي يه دختر 17 ساله
حزین خوش نظر
فریاد عشق
"dokhtarake tanha"
هرچه می خواهد دل تنگت بگو...
نا نوشته ترین نوشته قلبم تقدیم تو باد
ღ♥ღ(¯`· سوخته دل ·´¯)ღ♥ღ
دچار یعنی عاشق
خفن ترین عکس ها
سحر
خلوت دل
حسین پرسپولیسی
خون شقایق
بی تاب
(سوسو)ساغر مقدم
فصل وصال
تنهام تنها
بــــــاران
رویای نا تمام
کوچولوی دوست داشتنی
تنهایی من
ღ♥ღ*••*قلب تنها*••*ღ♥ღ
عشق مجنون
ضــــــــــــــد چــــــــــــیز
Only Shadmehr
㋡♥×جنس غم×♥㋡
دوستیابی تلفنی
ღ♥ღیکی از همین ساراهاღ♥ღ
خرس قهوه ای
ترفنددونی تخصصی دانش آنلاین
طـــراح قـــالــب

طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
طـــراح قـــالــب

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar
منبع کدهای وبلاگ